X
تبلیغات
مبلمان شهری

مبلمان شهری

میشه از متولیان و مسولان شهرها پرسید سیمای زشت شهرها را .

 

 

شهرهاي جهان اسلام و رويارويي با نوگرايي (مدرنيسم)

    شهرهاي جهان اسلام و رويارويي با نوگرايي (مدرنيسم)

 

 

دكتر محمدباقر قاليباف

دكتر سيد موسي پورموسوي

 

چكيده:

تا پيش از ورود مدرنيسم به شهرهاي جهان اسلام، سيستم‌هاي اقتصادي- اجتماعي و فضايي در اين شهرها از قوانين روحاني اسلام تبعيت مي‌كرده است. عميق‌ترين دگرگوني‌ها در شهرهاي جهان اسلام از اواخر قرن نوزدهم و در قرن بيستم رخ داده كه از آن به شهري شدن تحميلي و از خودبيگانه ياد مي‌شده زيرا ايجاد آن با نيروي خارجي يعني مدرنيته غرب توأم بوده است. توسعه برون‌زا موجب نشد كه اين شهرها علاوه بر از دست دادن سامانه‌‌هاي گذشته خود به نارسايي‌ها و ناهنجاري‌هاي شهرهاي مدرن نيز مبتلا شوند.

با اين حال ضرورت احياي ارزش‌‌هاي از دست رفته و وجود ميراث عظيم تاريخي- فرهنگي در كانون جهان اسلام يعني شهرهاي خاورميانه از يك سوي و تداوم رشد جمعيت اين شهرها در آينده و بروز مشكلات مربوط به مسكن، تسهيلات شهري و توسعه كنترل نشده، ضرورت تلفيق الگوهاي نظري و علمي تلفيق سنت و مدرنيته و برنامه‌ريزي و توجه به اين شهرها را ايجاد مي‌كند.

در بخش نخست اين مقال عمده‌ترين پيامدهاي ناشي از ورود مدرنيسم و همچنين اهميت و لزوم توجه به شهرهاي جهان اسلام مورد بحث قرار گرفته است. در بخش ديگر تنگناهاي حاكم بر برنامه‌ريزي براي اين شهرها با توجه به شرايط كنوني فهرست شد‌ه‌اند.

عمده‌ترين اين مشكلات فقدان منابع و الگوهاي كارآمد با توجه به رويكردهاي موجود تاريخي به اين شهرها، دولت‌مدار بودن كشورهاي اسلامي و عدم مشاركت مردمي در برنامه‌ها، نگرش‌بخشي،‌ تنش‌زا بودن منطقه جهان اسلام و ايده‌هاي غيرواقع‌نگر يا جزءنگر مي‌باشد.

واژگان كليدي:

نوگرايي (مدرنيسم)، شهرهاي اسلامي، شهرهاي جهان اسلام، شهر اسلام.

 

مقدمه:

در دهه‌هاي اخير، ابراز ناخرسندي از وضعيت شهرسازي و فرهنگ حاكم بر آن در شهرهاي كشورهاي اسلامي و لزوم توجه به تجديد حيات آنها يكي از دغدغه‌هاي متفكران بوده است. همچنين استفاده از اصطلاح «شهر اسلامي» بحث‌هاي گوناگوني را برانگيخته و درباره «هويت شهرهاي اسلامي» مقاله و پژوهش‌هاي متعددي منتشر شده است كه به دليل اختلاف نظرهاي موجود در پژوش‌هاي محققان چه در كشورهاي اسلامي و چه در آثار جوامع غربي، مشكل بتوان به تعريف و تاييد نهايي كه به توافق همگان رسيده باشد، دست يافت.

به زعم گروهي، عنوان «شهر اسلامي» در واقع بر مبناي اشاره و تاكيد ضمني بر وجود نوعي ارتباط ذاتي، كلي و ساختاري بين يك دين و فضاهاي مصنوع شهري است كه  مي‌تواند گروه ويژه‌اي از مراكز جمعيت انساني را در مقايسه با ديگر مراكز مشابهي كه ممكن است از نظر اقليم، معيشت و جمعيت، همانندي‌هاي كلي داشته باشند متمايز كنند (ابراهيمي، 1375، ص 13).

گروهي ديگر از تاثير تمدن اسلامي بر شكل‌بخشي به شهرها صحبت كرده و واژه قلمرو اسلام را پيشنهاد كرده‌اند. مولفان جديد مطالعات خود را اغلب بر مبناي نوشته‌هاي مورخان و جغرافي‌دانان كهن عرب استوار داشته‌اند و فرض اساسي آنها اين است كه اسلام يك دين شهري است. اين فرض بيش از همه برداشتي از يك متن قديم نوشته ويليام مارسي است و مي‌توان گفت اصطلاح شهر اسلامي را نيز مارسي خلق كرده است و تمدن اسلامي از قرار بيش از هر چيز با حيات شهري پيوند نزديكي داشته است.

صنعت اسلامي در اواسط دهه 1960 مورد چون و چرا قرار گرفت. لاپيدوس براي اولين‌بار يكي از اصول مفهومي شرق‌شناسان خالق اسطوره شهر اسلامي را رد كرد. لاپيدوس مي‌نويسد: هر يك از شهرهاي مسلمانان در نوع خود بي‌نظير بود.

اما كيفيات ويژه آن از يك مدل نهادي مشترك نشأت مي‌گرفت. به طوري كه هر جامعه شهري هم به مكان سكونت خود تعلق داشت و هم به يك دنياي فرهنگي و اجتماعي گسترده‌تر... جامعه شناسي مدرن نيز سبب نشد كه تعبير «اسلامي» در اطلاق به نوع خاصي از شهر بي‌پايه‌تر جلوه كند و از ان جمله مي‌توان به بررسي‌هاي انتقادي ابولقد اشاره نمود مقاله ابولقد، خلائي در اين زمينه ايجاد مي‌كند، اما كار «ويرث» را كه پس از پياده كردن عناصر شهري كه عموما و نوعا اسلامي تلقي شوند، صنعت «شرقي» را جايگزين «اسلامي» مي‌كند، بسيار معني‌دار مي‌سازد (ناصر اسلامي و موريني، 1375: 24-22).

از نظر بسياري از دانشمندان غربي شهر اسلامي، شهر شرقي است به رغم آنان سكونت‌گاه‌هاي استقرار يافته تر سرزمين‌هاي شرقي بايد شهرهاي اسلامي تلقي شود اما بايد توجه كرد كه مشرق زمين و به ويژه گستره جغرافيايي شرق آسيا نمي‌تواند در قلمرو فرهنگ و تمدن اسلامي قرار گيرد و مولد شهرهاي اسلامي باشد.

اهلرز، ويژگي‌هاي مدل شهر اسلامي را شامل وجود سلسله مراتبي از ساختارها- كاركردها در مركز شهر مثل مسجد آدينه، وجود سلسله مراتب بازرگاني و پيشه‌وري در درون بازار، وجود محلات مسكوني گوناگون كه در عين جدايي داراي هم پيوندي هستند، وجود استحكامات نظامي- دفاعي و بالاخره مشخصات ظاهري ديگري  چون گورستان و بازارهاي دوره‌اي بيرون باروي شهر ذكر نموده و سپس بر نهاد وقف و رابطه شهر و روستا در چارچوب سرمايه‌داري بهره‌وري به عنوان كليد فهم شهر سرزمين اسلامي صحه گذاشته است. (مومني، 1374: 41).

با اين حال اهلرز ضمن آوردن ملاك‌هاي صوري و معنوي بالا در بحث راجع به جوهره شهر خاورميانه اسلامي، بعضي از اين معيارها را مورد وجه مميزه شهرهاي اسلامي، سطحي‌نگري مي‌پندارد. زيرا اينها با ريخت و آميزه‌هاي اندك متفاوت جزء مشخصات سنخي شهرهاي ساير حوزه‌هاي فرهنگي نيز هستند. (همان: 41).

افشار نادري معتقد است كه عليرغم اهميت زندگي شهري در جهان اسلام، مسلمانان آثار درخور توجهي در اين زمينه تاليف نكرده‌اند و مدرك و تصويري از شهر اسلامي در دست نيست و لذا آنچه ما شهر اسلامي مي‌ناميم به شيوه مطالعات شهرسازي ما مربوط مي‌شود و مفهومي مجرد است. «آنچه به هويت معماري شهرسازي اسلامي اسلامي ما شكل مي‌دهد متاثر از اسلام به عنوان تمدن است. يعني دستاورد و توليد فرهنگي ملل مسلمانان به ويژه با تاكيد بر نقش مهم فرهنگي‌هاي غيرمسلمان در ايجاد اين هويت و فقدان سازمان‌‌هاي مشابه اروپاي مسيحي.

لذا هويت شهر اسلامي به عنوان مجموعه‌اي امل از الگوهاي غيرمدرن، وراي اختلاف‌هاي زماني و مكاني و فرهنگي قابل شناسايي است و صنعت اسلامي در كنار معماري و شهرسازي نشان‌دهنده اسلام به عنوان تمدن است و نه اسلام به عنوان افشار دين (افشار نادري، 1375: 48).

شهرهاي اسلامي در پهنه‌هايي شكل گرفته‌اند كه تمدن‌هاي قبل از آن به توليد اقتصادي و اجتماعي در آن پهنه دست زده بودند و در نتيجه آنچه كه محصول يك دوره طولاني فعاليت اقتصادي و اجتماعي است به اشكال مختلف بروز يافته و از جمله آن شهر در پهنه جغرافيايي است بنابراين دين اسلام به دليل پويايي ذاتي خود با احترام به تمدن‌ها در تكميل فرايند شهرنشيني و اجزاي شهري همت گماشته است.

برخي ديگر كه به تحليل‌هاي متكي بر اقتصاد سياسي تمايل دارند، طبقه‌بندي براساس جغرافيا را ك در اين مورد به ابداع اصطلاح «شهرهاي خاورميانه» انجاميده است توصيه‌ كرده‌اند واژه قلمرو اسلام نيز براي پرهيز از اشتباه گرفتن دين با «تمدن ديني» پيشنهاد شد است (ابراهيمي، 1375: 17).

البته در مطالعات اخير برخي از صاحب‌نظران به اين نتيجه رسيده‌اند كه در مفهوم كلاسيك شهر اسلامي: شهرهاي اسلامي ايراني، عثماني، مغربي، اسپانيايي در ويژگي‌هاي عامي مشترك و در ويژگي‌هاي خاصي معتبر گذشته و فرهنگ اسلامي بوده است اشتراك دارند.

نارضايتي از بروز گسيختگي و آشفتگي در عناصر و كالبد شهرهاي جهان اسلام و بروز بحران در اين شهرها، عليرغم شكوفايي و رونق آنها در دوران‌هاي گذشته و آرزوي بنا كردن شهرهايي كه مظهر تمدن اسلام باشند، از سوي متفكران و شهرسازان و جغرافي‌دانان و معماران، حكايت از مساله‌اي حل‌نشده در اين زمينه دارد.

در اين مقاله، سعي بر آن است كه ضمن ملاحظه پيامدها و جلوه‌اي رويارويي شهرهاي جهان اسلام با نوگرايي در قرن اخير، تنگناهاي عمده حاكم بر برنامه‌ريزي براي شهرهاي جهان اسلام در شرايط كنوني فهرست شوند. در نوشته حاضر شهرهاي جهان اسلام در كانون ظهور اسلام يعني منطقه خاورميانه مورد ملاحظه قرار گرفته‌اند.

 

1- پيامدهاي نوگرايي در شهرهاي جهان اسلام

جوامع مسلمان با مشكل توافق و انطباق بين سنت‌اي مذهبي و مدرنيزاسيون روبرو بوده‌اند. يكي از زمينه‌هاي مدرنيزه شدن دنياي مسلمان «زيستگاه يا بوم» است. همچنين مشكل مدرنيزاسيون در جهان اسلام يك مشكل و معضل حل نشده و نامعين است زيرا ايجاد آن‌در آغاز با يك نيروي خارجي معيني از مدرنيته غرب توام بوده است. به هر طريق شهرهاي قلمرو تمدن اسلامي تا پيش از ورود عناصر مدرنيته در سيستم‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و فضايي خود از قوانين روحاني اسلام تبعيت مي‌كرده‌اند.

 

1-1- نوگرايي برون‌زا

عميق‌ترين دگرگوني‌ها در گذار شهرهاي جهان اسلام از دوران ماقبل صنعتي به صنعتي در اواخر قرون نوزدهم و در قرن بيستم رخ داده است و از آن به شهري شدن تحميلي، مشروط و از خودبيگانه ياد مي‌شود زيرا با تكامل روابط استعماري و تجارت و هجوم اروپاييان از طريق تجارت و عمليات نظامي و استعمار سياسي با رشدي برون‌از تحقق يافته و سپس به صورت استعمار مدرن اقتصادي وابستگي كشورهاي پيراموني به كشورهاي توسعه يافته تكامل و تداوم پيدا كرده است.

لذا بسياري از محققان به اين امر اعتقاد يافته‌اند كه درك روند شهرنشيني در اين كشورها در خارج از چارچوب اقتصاد آزاد جهاني و بدون در نظر گرفتن  عوامل خارجي امكان‌پذير نيست.

فروپاشي امپراطوري عثماني پس از جنگ جهاني اول، تشكيل جمهوري تركيه و آغاز اصلاحات داخلي در تركيه و حاكميت و نفوذ انگليس بر سرزمين‌هاي فلسطين و عراق و حاكميت فرانسه بر سوريه آغاز از هم گسيختگي در  منطقه خاورميانه بوده است.

شيوه توليد سرمايه‌داري تثبيت يافته در فرداي جنگ جهاني اول با گسترش نوگرايي (مدرنيسم) به خويش جنبه‌اي جهاني مي‌بخشد. منطق سود و سرمايه، ايجاد بازار جهاني و از ميان بردن بازارهاي محلي و در يك كلام صدور كالا حكم مي‌كند ديگر كشورها خود را با منطق آن منطبق كنند و در چارچوب سازمان فضايي خويش به اين منطق جواب دهند بي آنكه مقدمات لازم براي تقسيم كار اجتماعي فراهم آيد و تجربه مقدماتي سازه‌هاي روستايي براي ايجاد سازمان صنعتي مهيا شود و نطفه‌هاي يك شبكه صنعتي بسته شده، تقسيم كار اجتماعي در دستور كار قرار مي‌گيرد (حبيبي، 1378: 151).

تمركز در شهرهاي اسلامي (خاورميانه‌اي) تحت تاثير الگوهاي استعماري و شيوه توليد با عواملي چون مهاجرت‌هاي بي‌رويه روستا- شهري، رانتير بودن دولت‌ها، تمركزگرايي دولت مركزي، عدم مشاركت مردم در عرصه‌هاي تصميم‌گيري و قرارگيري منطقه در كمربند خشك كره زمين همراه شده است علاوه بر الگوهاي استعماري و شيوه توليد، معضل برنامه‌ريزي و عدم توجه به زيرساخت‌ها در توسعه شهرهاي جهان اسلام را بايد يكي از محوري‌ترين بحث در تمركز رشد شهري به حساب آورد.

البته برخي معتقدند كه جريان‌هاي دگرگون‌زا در شهرهاي سرزمين‌هاي اسلامي يكسان و يكنواخت نبوده و اين شهرها بسته به اينكه در كدام موقعيت مكاني- زماني و در برابر كدام‌ يك از وضعيت‌هاي استعماري- امپرياليستي قرار گرفته باشند از نظر سنخ دگرگوني، رشد و توسعه بافت قديمي شهر و گسترش شهر جديد فراگيرنده آن از يكديگر متمايز مي‌شوند و در نتيجه آميختگي اشكال كهن و قديمي شهرها با اشكال نوين است كه ما در حال حاضر با بروز ويژگي بزرگ منطقه‌اي در زمينه تنوع و توسعه شهري در گستره ميان اقيانوس اطلس در غرب تا جلگه سند در شرق سر و كار داريم (اهلرز، 1376: 37).

 

2-1- تمركز، رشد شهري و ظهور ما در شهرها

ورود مدرنيزم به كشورهاي جهان اسلام بازتاب‌‌هاي مشابهي به جاي گذاشته كه از آن جمله رشد شهري فوق‌العاده بوده است از دهه 1919 ميلادي به بعد سهم جمعيت مناطق شهري خاورميانه به شدت افزايش يافته و حتي پس از جنگ جهاني دوم سرعت گرفته است. كاستلو، عوامل اصلي مسوول چنين رشدي را به چهار گروه تمركز اقتصادي، كشمكش‌هاي سياسي داخلي، تغييرات در الگوي تجارت خارجي و روابط با بيگانگان و بالاخره استخراج نفت، تقسيم كرده است (كاستلو، 1368: 70).

در ايران فروپاشي سازمان توليدي كشور با انقطاع صوري سه جامعه ايلي، روستايي و شهري و هجوم سرمايه و كالاهاي خارجي از سويي و ورود سرمايه نفتي به عنوان مقر اصلي درآمد دولت از ديگر سوي به دولت اهميتي مي‌بخشد كه تاكنون در كشور سابقه نداشته است (حبيبي، 1378: 153).

دولت‌هاي جديد خاورميانه به شبكه‌اي از مراكز اداري شهري براي اجراي خط‌مشي ‌هاي جديد نيازمند بودند. اثر استقلال سياسي در كشورهايي نظير عراق، سوريه و لبنان تمركز بيشتر وظايف سياسي بود (كاستلو، 1368: 71).

جامعه شري بي‌آنكه هسته‌هاي صنعتي را در خود جاي داد باشد بي‌آنكه گذر از اقتصاد كارگاهي ه اقتصاد كارخانه‌اي را شناخته باشد و سرانجام بي‌آنكه به جامع توليدي بدل گشته باشد خود را در گسترش روزافزون دستگاه ديوان سالار دولتي مي‌يابد (حبيبي، 1378: 152).

شكل‌گيري و رشد شهرهاي خاورميانه قبل از آنكه محصول فرايند صنعتي شدن باشد در نتيجه مهاجرت‌هاي روستا- شهري به صورت سلسله مراتبي يا كانوني توسعه يافته‌اند بنابراين جنبه سياسي و يا فرهنگي بر توسعه شهرهاي اين منطقه نسبت به ساير جنبه‌ها رجحان دارد.

در ايران، مرحله گذار به سرمايه‌داري يك گذار كلاسيك نبوده كه ويژگي آن «مدرنيزاسيون» است و از لحاظ اقتصادي به معناي مصرف كالا پيش از توليد آن و يا مصرف كالاهاي صنعتي و پيدايش نهادهاي سياسي و اجتماعي، بورژوايي بدون وجود نهادهاي توليدي و صنعتي زيربنايي (حساميان و اعتماد، 1363).

تركيب ميل به تمركز ذاتي نظام سرمايه‌داري (عامل خارجي) و ناتواني زير ساختي كشورهاي ما قبل صنعتي (عامل داخلي) به تمركز شديد اين نظام در جهان سوم منجر شده و شهرنشيني مدرن جهان سوم توسط سرمايه داري بر جوامع عمدتا قبيله‌اي و روستايي تحميل شده است. شهرنشيني تحميلي در جوامعي چون پرو، مكزيك، هند، چين و خاورميانه كه از سنت ديرپاي شهري بهره داشته‌اند نيز به دگرگون ساختن سنت اين شده منجر گرديده است (پيران، 1368: 48).

حاصل اين امر پيش گرفتن آهنگ شهرنشيني از آهنگ رشد نيروهاي مولد و تسلط و تقدم تك‌شهري يا دو شهري در شبكه ناهمگون اين شهرهاست. درآمدي كه چه غيرمستقيم مانند مورد لبنان و مصر و چه مستقيم از طريق نفت نصيب دولت‌هاي خاورميانه شده است تاثيري اساسي بر گسترش فيزيكي مناطق شهري و رشد جمعيت داشته است تقريباً همه كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا، دوره‌هاي رشد شتابان شهرنشيني را تجربه كرده‌اند. تركيه، مصر، ايران، ‌عراق و سوريه بين‌ سال‌هاي 1970-1950 با فزوني قابل ملاحظه درصد جمعيت شهري روبرو بوده‌اند (كاستلو، 1368: 80-73).

از نظر كاستلو رشد جمعيت در شهرهاي خاورميانه حاصل عملكرد اقتصادي شديد نفت در مقياس جهاني است اما مهمتر از آن مي‌توان به كاركرد دولت‌ها در اين منطقه اشاره كرد چنانچه اقتصاد نفتي مي‌توانست به توسعه درون‌زا منجر شود قطعاً شكل‌گيري نخست شهري و رشد قطبي جاي خود را به توازن و توزيع فضايي جمعيت در واحد ملي مي‌داد چيزي كه امروزه به عنوان يك عارضه برجسته در كشورهاي خاورميانه رخ نشان داده است.

تركيه، ايران و عربستان سعودي تنها كشورهايي به حساب مي‌آيند كه كمتر از 20% كل جمعيت‌شان چه شهري و چه روستايي در دو شهر عمده متمركز شده‌اند. تركيه و اردن تنها كشورهاي خاورميانه‌اند كه توزيع اندازه و رتبه شهرهايشان از قانون زينف تبعيت مي‌كنند. ايران، عراق و كويت داراي يك شهر كاملاًً مسلط و مصر و سوريه دو شهر كاملاً مسلط دارند (همان: 83-82).

لذا پس از ورود مدرنيسم، شهرهاي جهان اسلام همانند ساير كشورهاي در حال توسعه با رشد شهرهاي انگلي و ماكروسفالي و سپس نارسايي در ارايه خدمات شهري، اقتصاد دوگانه و به هدر رفتن منابع ملي و سرمايه و فشار بر محيط زيست ناشي از تمركز مواجه شده‌اند.

اين روند به حدي تاثيرگذار بوده كه امروز مسايل بي‌شماري از نابساماني و ناهنجاري‌ها ناشي از آن گريبان‌گير مديريت شهري به ويژه در كلانشهرهاي جهان اسلام است.

 

3-1- تغيير شكل و ساختار شهرها

ويژگي عمومي بازتاب مدرنيسم در شهرهاي جهان اسلام دوگانگي مدينه سنتي و شهر جديد است. «اهلرز با فرض قبول يك سنخ اصلي شهر شرق اسلامي جريان دگرگوني اين زيربناي واحد را از سال 1900-1850 به بعد در پنج منطقه كشورهاي اسلامي بر اثر علل گوناگون استعمار تزارها و كمونيسم روسي (در آسياي مركزي) استعمار (در آفريقاي شمالي و شمال غربي هندوستان، شامل پاكستان كنوني) غرب‌گرايي و نوين‌گرايي در ايران و تركيه و اثرات استخراج نفت در شبه جزيره عربستان و شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس بررسي مي‌كند و از نظر سنخ دگرگوني، رشد و توسعه بافت قديمي شهر و گسترش شهر، آنها را از يكديگر متمايز مي‌بيند و مساله اساسي دوگانگي بين بافت سنتي و شهر جديد را در همه اين شهرها مي‌شناسد و مدل جديدي از شهر شرق اسلامي براساس مدل‌سازي مارتين زيگر از تهران و لحاظ كردن دوگانگي، تفاوت‌هاي اجتماعي، اقتصادي ارايه مي‌كند» (مومني 1377: 212)

به نظر اهلرز شهر شرق اسلامي كنوني از مراكز و هسته‌اي درون‌شهري با صور و كاركردهاي متفاوتي تشكيل شده اما مساله اساسي دوگانگي بافت سنتي و شهر جديد گرداگرد آن مي‌باشد در مواجهه با تحولات مدرنيسم، مدينه يا شهر سنتي سرزمين‌‌هاي اسلامي يا در درون جريان عمومي شهرنشيني به تجدد يا غرب‌گرايي كشيده شده و تغيير يافته و يا با از سر گذراندن جريان تجدد محصور در گسترش‌هاي نوين شهري همچون گواهي بر ساختار شهري پيشين به گونه‌اي متفاوت به حيات خود ادامه داده است.

هرچه شهر كنوني بزرگتر باشد سهم مدينه يا بافت قديمي شهر كوچك‌تر است. براي مثال بافت قديمي شهرهاي (مدينه‌هاي) كازابلانكا، الجزيره، تونس و همچنين قاهره، استانبول، دم، بغداد، تهران، كراچي، لاهور و شاه جهان دهلي و بسياري از شهرهاي ديگر خاورميانه در شمال آفريقا بخش بسيار كوچكي از كل منطقه شهري (مادر شهر) را تشكيل مي‌دهد (اهلرز، 1373: 32).

شهر نمونه‌دار خاورميانه سه جزء اصلي فيزيكي دارد: مركز قديمي، حومه‌هاي ثروتمندي كه بعضاً براساس ضوابط برنامه‌ريزي بنا شده‌اند و محلات حومه فقيرنشين جديد (كاستلو، 1368: 167).

به طور مسلم عامل تغيير شكل و ساختار فيزيكي شهرها، دگرگوني‌‌هاي ناشي از توسعه اقتصادي- اجتماعي و به ويژه ادغام در اقتصاد جهاني بوده كه خود در درجه اول به تغيير كاركردهاي شهري و به ويژه روابط آن با نواحي روستايي و تغيير در مشاغل و قشربندي‌هاي جديد اجتماعي و  الگوهاي نوين مناسبات و رفتار اجتماعي و شيوه‌هاي زندگي و به ويژه مصرف انجاميده است. مثلاً با تحولات اقتصادي در شهرهاي ايران، قشربندي اجتماعي سنتي كه طي قرون متمادي شكل گرفته بود به سرعت از بين رفت.

جامعه جديد به سه طبقه ثروتمند، طبقه متوسط و كم‌درآمد تقسيم شد و اين تقسيم‌بندي در سيماي تمامي شهرهاي ايران به نحو بارزي منعكس گرديد و بدين‌گونه تقسيمات قديمي شهرها ك به صورت محلات جدا از يكديگر و به صورت نيمه مستقل عمل مي‌كردند به مرور از بين رفت و فقط نامي از آنها باقي ماند (پوراحمد، 1376: 268).

ويژگي‌هاي كالبدي شهرها جهان اسلام به ويژه در بخش خاورميانه‌اي آن حاكي از تاثيرپذيري فضاي شهري از اقتصاد آن و نيز بخش غالب اقتصاد ملي است.

در زمينه تغييرات ساختار و شكل شهرها، مطالب گوناگوني در ارتباط با فرسايش تدريجي نهادهاي سنتي و احداث خيابان‌ها و بلوارها و ميادين و انتقال بخش عمده‌‌اي از فعاليت‌هاي بازار سنتي به خيابان‌‌ها يا فعاليت‌هاي مدرسه- مسجدهاي قديمي به ساير نهادهاي آموزشي، ايجاد عمارت‌ها و ساختمان‌هاي جديد دولتي در مقابل ديوان‌هاي كهن، از بين رفتن نقش و كاركرد محله‌هاي قديمي و بالاخره ايجاد نهادهاي مشابه شهرهاي غربي به تفصيل نوشته شده است كه از حوصله اين مقاله خارج است (اميراحمدي، 1379: 99-98).

براي وارسي گسيختگي و ناپيوستگي موجود در شهرهاي اسلامي به ملاحظه در نهادهاي موسس تجربه نوگرايي يعني سرمايه‌داري، صنعتي شدن و عقلانيت ديوان‌سالارانه و نظامي‌گري اشاره مي‌كند. سيستم سرمايه‌داري ابزاري براي پيوند شهرها و مناطق جهان اسلام به سيستم بازار جهاني بوده است. لذا سرمايه‌داري موجب ظهور و شكل‌گيري شهرهاي جديدي شد كه كاركرد آنها متفاوت از كاركردهاي شهرهاي قديمي بود. شكل‌گيري شهرهاي صنعتي و كارخانه‌اي، بنادر و پالايشگاه‌ها و خطوط راه‌آهن نقش مهمي در تجديد ساختار سيستم شهري در ايران، عربستان سعودي و دولت‌هاي منطقه خليج فارس داشت.

اولين نيروي محركه صنعتي به ظهور نخست شهرهايي مانند قاهره، استانبول و تهران انجاميد و دومين نيروي محركه موجب پيدايش شهرهاي جديد صنعتي مانند البرز در ايران و جبل در نيبون در عربستان شد. عامل ديگر عقلانيت ديوان سالارانه از نهادهاي نوگرايي است كه موجب ظهور دولت‌هاي ملي مدرن پس از فروپاشي امپراتوري عثماني شد. از جمله سياست‌هاي تدبيري دولت‌هاي مدرن سركوب قبايل و عشاير، كنترل بر صنف‌ها و اتحاديه‌‌ها و نظارت بر امور عمومي شهري از طريق توسعه ادارات شهرداري‌‌ها بود.

حكومت‌هاي منطقه به تحميل «نظم» بر بافت شهري فاقد نظم مبادرت كردند و راه‌حل‌هايي از نوع هوسمان را براي تجديد ساختار «حارس»ها و محله‌ها يعني واحدهاي همسايگي شناخته شده در مناطق عربي و ايران به كار بردند.

«ايجاد خيابان به عنوان نماد تجدد، اولين پژواك، از شهرسازي هوسمان گونه‌اي  است كه با نظريه‌پردازي‌هاي نوگرايان دهه 1920 اروپا جنبه‌اي بين‌المللي يافته و در ايران شنيده مي‌شود. تصويب قانون تعريض و توسعه معابر و خيابان‌ها در سال 1312 ه.ش. جوابي روشن به اين گونه شهرسازي‌ها است.» (حبيبي، 1378: 163).

همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شده، سياست‌ها دولت مدرن در جهان اسلام با ابزارهاي برنامه‌ريزي توسعه ملي و برنامه‌ريزي‌‌هاي عقلايي شهري، سيما و ساختار شهرها را نه بر مبناي تفكر و انديشه‌اي دروني، بلكه به صورت تقليدي از شيوه‌هاي معماري و شهرسازي غرب دگرگون مي‌سازند. منتهي چون اين تغييرات از محيط بومي و تحول درون‌جوش نشأت نگرفته و در واقع شكل خالي از محتواست و از محيطي ديگر به جامعه تحميل شده است نمي‌تواند همان آثار و نتايج مشابه به كشورهاي الگو را به بار آورد.

«شهرهاي مسلط و مقدمي كه در جهان سوم طي فرآيند توسعه برون‌زا خلق مي‌شوند به شهرهاي جهان پيشرفته به عنوان الگوي خود مي‌نگرند و به فضا و مكان‌هاي درون  كشور خود عنايتي نشان نمي‌دهند و به جذب الگوهاي فرهنگي شهرهاي جهان پيشرفته و اشاعه آن در داخل مي‌پردازند و لذا پيشگام غرب‌گرايي و غرب‌زدگي نيز به شمار مي‌روند. تركيب غرب‌زدگي و غرب‌گرايي با فضاي سنتي و جامعه ماقبل صنعتي آن هم در قالب رابطه‌اي نابرابر و سلطه‌جويانه به توليد فضاي شرطي‌ شده و از خود بيگانه كلانشهري جان سوم منجر مي‌شود» (پيران، 1368: 49).

نقش دولت و ميزان تاثيرگذاري آن بر فرايند شهرنشيني در خاوميانه به ويژه زماني كه در چارچوب سياست‌هاي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي قرار مي‌گيرد بسيار تعيين كننده است. زيرا دولت‌هاي وابسته به شكل قابل توجهي بر فضاي شهري تاثير منفي مي‌گذارند. دوران گذار از شهر سنتي اسلامي به شهرهاي مدرن بدون توجه به زيرساخت‌هاي اين سكونت‌گاه‌ها توسط دولت‌‌هاي وابسته به تضاد و رويارويي ميان سنت و مدرنيته در اين كشورها انجاميد است.

حبيبي در اين زمينه با توضيح دگرگوني‌هاي تهران اصطلاحات شهر وابسته، شهر سوداگر، شهر تقليد و شهر فريب و شهر نيرنگ را به كار برده است.

نتيجه آن رويارويي شهرهاي جهان اسلام با نوگرايي، شوك سريع و عميق فرهنگي را د پيكره اين شهرها به وجود آورده و موجب گسيختگي و ناپيوستگي در تمام جنبه‌هاي اين شهرها شده است د حالي كه توسعه برون‌زا موجب شده كه اين شهرها علاوه بر از دست دادن سامانه‌هاي گذشته خود به نارسايي‌ها و ناهنجاري‌اي شهر مدرن نيز مبتلا شوند و قادر به حل مشكلات شهري خود همانند كشورهاي پيشرفته نيز نباشند.

 

2- اهميت و ضرورت توجه به شهرهاي جهان اسلام

دگرگوني‌هاي عميق شهرهاي جهان اسلام در يك قرن اخير و انفصال بين مدينه‌هاي قديمي و شهرهاي كنوني، از بين رفتن تدريجي نهادهاي سنتي و اجتماعي و جستجو براي احياي ارزش‌هاي از دست رفته به صورت ناخرسندي و آرزومندي بر غالب آثار مربوط به شهرهاي اسلامي سايه افكنده است.

با اين حال بايد به اين نكته توجه نمود كه اين احساس ناخرسندي تنها به جوامع اسلامي تعلق ندارد. متفكران غربي نيز بر شهرهاي امروزي و بردگي انسان در محيط مصنوع خرده مي‌گيرند و شهرهاي مادي‌گراي فاقد امور معنوي و اخلاقي را مورد نقد قرار داده و حتي از اين عصر به سبب تغييراتي كه از جانب بشر متوجه چهره محيط طبيعي شده است به عصر بولدوزر ياد مي‌كنند.

در يك قرن اخير نيز واكنش‌هاي متعددي به صورت مكاتب معماري و شهرسازي بر قطع پيوند انسان با خاك و طبيعت، بي‌تعادلي و انزواي فردي در شهر و فقدان هويت در توسعه‌هاي جديد شهري صحه گذاشته است.

«نقد شهر كنوني از سوي متفكران غربي نه عمدتاً متوجه جنبه فيزيكي ساخت‌هاي شهري كه به طور بنيادي متوجه فلسفه ساخت در مدنيت كنوني است كه در نظام شهر متبلور شده و نظام ساخت به نوبه خود اشكال زندگي نامطلوب ناشي از مدنيت كنوني را بازتوليد مي‌كند. بنابراين نظرات آنچه مي‌بايست مورد تجديدنظر واقع و دگرگون شود اساساً سبك زندگي است» (نوحي، 1375: 37)

روش زندگي در شهرهاي جهان اسلام و نيز برون‌داد بسياري از  رفتارهاي اجتماعي در فضاي شهري مي‌تواند در مطالعه وضع موجود آن تاثير داشت باشد چنانچه پيشتر گفته شد دوره تحول در فضاي شهري كشورهاي اسلامي مقارن با تسلط نفت بر اقتصاد ملي است. گردش اقتصادي ناشي از تبادلات نفتي بيش از هر چيز سكونت‌گاه‌هاي شهري را تحت‌تاثير خود قرار داده است.

«اغلب با برپا كردن مكعب‌هاي بلند در نقاطي كه با نشانه‌ها آشناي شهري در تضاد قرار مي‌گيرند- مانند آنچه در ناحيه مركزي شهر لندن كرده‌ايم- هويت تثبيت شده و محبوب آن محل با نيز خدشه‌دار مي‌كنيم» (بور، 1375: 32)

«امروزه آبادي‌هاي ما ديگر ديوار و دروازه ندارند و به ندرت مانند پيكره‌اي بر زمينه چشم‌انداز طبيعي ظاهر مي‌شوند. خط افق آنها نه با اشكال نمادين چون برج و گنبد بلكه با ساختمان اداري مرتفع مشخص گرديده‌اند كه به سختي قادرند مقصود و معنايي عميق از جهان ابراز دارند» (ياراحمدي، 1378: 56)

در واقع پديده «شهرگريزي» كه در چند دهه اخير در ايالات متحده آمريكا و شهرهاي بزرگ اروپا شكل گرفته و اصطلاح جديدي را به ادبيات جغرافياي شهري وارد نموده نيز تبلور واكنش انسان به زندان مصنوع خويش است. با اين همه نمي‌توان دستاوردهاي عملي و فني مدرن را ناديده گرفت و بايد گفت: چالش اساسي انسان امروز چه در غرب و چه در شرق، برقراري توازن ميان استفاده از فناوري و در عين حال سازگاري و پيوستگي با انسان و محيط طبيعي است.

امروزه در جهاني به سر مي‌بريم كه قوام حيات فردي و اجتماعي تمام مردم به اصول و لوازم مدرنيته است. شواهد فراواني وجود دارد كه صورت تفكر و تمدن آينده صورتي تاليفي از ميراث مدرنيته و ساير سنت‌ها است. با پيشرفت تكنولوژي اطلاع‌رساني، مدرنيته خود عرصه مناسبي براي نقش‌آفريني ساير سنت‌ها فراهم كرده است.

از سوي ديگر تلقي صاحبان سنت‌‌هاي غيرمدرن نيز از مدرنيته تغيير كرده است. اگر قبلاً‌ شاهد دو نحوه مواجهه تاييد يا انكار، پذيرش يا طرد بوده‌ايم،‌اكنون صاحبان سنت‌هاي غيرمدرن نيز اصول مدرنيته و نتايج آن را به رسميت شناخته و كوشش غالب د جهت تاليف سنت و مدرنيته يا بومي كردن لوازم مدرنيته است (مهاجراني، 1380:3)

لذا توجه به اين امر، ضرورت و مسووليتي براي متفكران و برنامه‌ريزان جهان اسلام ايجاد مي‌كند كه به تناسب عصر و زمان، الگوهاي نظري و عملي هماهنگي ميان ملزومات جديد و نحوه ارتباط با شرايط زندگي امروز و ارتباط پويا ميان بينش‌‌هاي سنتي و نوگرايانه را بيافرينند و در تحقق آرمان بازگرداندن تعادل منطقي به اين شهرها مجدانه تلاش كنند.

نكته ديگر منحصر به فرد بودن ناحيه خاورميانه به عنوان مهد قديمي‌ترين تمدن‌هاي جهان است. بيش از 48 پايگاه عظيم ميراث تاريخي جهاني در مهم‌ترين كانون جان اسلام يعني خاورميانه و شمال آفريقا وجود دارد كه تجديد حيات و محافظت از اين دارايي عظيم، توانمندي اقتصادي بر پايه جذب توريسم جهاني و پتانسيل اقتصادي وسيع را عرضه مي‌نمايد.

ضرورت ديگر اينكه در آستانه قرن بيست و يكم، شهرهاي منطقه خاورميانه با چالش‌ها و فرصت‌هايي براي بهبود شرايط زندگي روبرو هستند. تا دو دهه پيش تنها 30 درصد جمعيت در شهرها زندگي مي‌كردند و تخمين زده مي‌شود كه تا سال 2020، 70 درصد جمعيت منطقه در نواحي شهري ساكن خواهند بود.

اين شهرها هم به سبب موقعيت ويژه در فعاليت اقتصادي (صنعت و خدمات) در اقتصاد به طور فزاينده جهاني‌ شده آينده و هم به دليل ميراث مكان‌‌هاي معماري غني، اهميت دارند. معهذا تا دو دهه آينده شهرهاي خاورميانه در مقايسه با نرخ‌هاي رشد كمتر نواحي شهري در آفريقا و آسياي جنوبي همچنان با تداوم نرخ رشد فزاينده روبرو خواهند بود. در نتيجه فشار براي سرمايه‌گذاري در تسهيلات شهري و به ويژه مسكن افزايش خواهد يافت.

توسعه كنترل نشده و تناقض و ناهماهنگي در دسترسي به خدمات و مسكن نيز شدت مي‌گيرد. «فقر شهري» يك موضوع چند وجهي است و نه فقط براساس درآمد بلكه براساس دسترسي به مسكن، جدايي‌گزيني فضايي و محروميت اجتماعي تعريف مي‌شود. مجموعه اين مشكلات با وجود سيستم‌‌هاي بسيار متمركز اداره شهرها با خودمختاري محدود، چشم‌انداز خوبي را نشان نمي‌دهد. لذا شهرهاي فقير و فقر شهري در اين منطقه مي‌تواند كانون‌هاي بحران‌زاي آينده را ترسيم نمايد و ضرورت اتخاذ راهبردهاي مناسب، برنامه‌ريزي شهري و مديريت شهري كارآمد را آشكارتر نمايد.

 

3- تنگناهاي برنامه‌ريزي براي شهرهاي جهان اسلام

درباره شهرهاي جهان اسلام، انبوهي از مقالات و پژوهش‌ها وجود دارد كه عمدتاً رويكرد تاريخي و توصيفي درباره ابعاد گوناگون اين شهرها در زمان گذشته دارد. به طوري كه حتي در آخرين سمينار و نشست‌هاي بين‌المللي در باب شهرهاي اسلامي، بيشتر كليت يا عناصري از اين شهرها در گذشته و يا نهايتاً نحوه دگرگوني آنها مورد بحث قرار مي‌گيرد. بنابراين فقدان شايد منابع لازم در زمينه الگوهاي كارآمد كه راه‌حل‌ها را نشان بدهند، احساس مي‌شود. لذا تا كنون برنامه‌ريزان موفق به ايجاد ارتباط پويا ميان سنت و مدرنيته در شهرهاي جهان اسلام و درك ملزومات دوره جديد اسلامي و  تدوين الگوهاي نظري و عملي مورد نياز نشده‌اند.

حكومت‌هاي كشورهاي منطقه خاورميانه عموماً تمركزگرا بوده و از قانونمند كردن طرح‌ها و به ويژه توجه به مشاركت عمومي در برنامه‌ها ناتوان بوده‌اند. برخي از اين حكومت‌ها، عليرغم داعيه عدالت اقتصادي، اجتماعي و اسلامي، قادر به اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي موفقيت‌آميز با سمت‌گيري به طرف منافع طبقات پايين شهري و مبارزه با فقر شهري، برقراري و تامين عدالت شهري نبوده اند. تمركزگرايي و دولت‌مداري مانعي براي عدم جلب مشاركت عمومي و در نتيجه فقدان زمينه‌هاي لازم براي شكوفايي خلاقيت‌هاي مردمي نيز شده است.

اين در حالي است كه «مديريت شهرهاي سنتي جهان اسلام به شيوه‌اي بسيار نامتمركز بوده است به طوري كه حكومت‌ها نقش ناچيزي در اداره امور شهر داشتند. براي تكميل اين نقش، ابتكارات محلي بي‌شماري در زمينه‌هاي آموزشي، بهداشتي و ديني براي رفع نيازهاي بوميان محلي پديد مي‌آمد». چنين خدماتي معمولاً از طريق نهاد ديني «وقف» انجام مي‌شده كه بسيار گسترده و پايدار بوده و قابل مقايسه با نهادهاي مشابه در شهرهاي غربي نيست. مثلاً نهاد ديني وقف كه به شدت نامتمركز و محلي بود از يك طرف دستخوش نزول شده و از طرف ديگر به صورت يكي از وزارتخانه‌هاي دولتي درآمد» (اميراحمدي، 1379: 101)

شهرهاي جهان اسلام با رشد سريع جمعيت شهري و انواع مشكلات كالبدي- كاركردي و زيست محيطي روبرو هستند، در حالي كه برنامه‌ريزان اين كشورها غالباً نگرش ‌بخشي يا كالبدي داشته و اغلب سياست‌ها به صورت موضعي بر بخش كوچكي از مساله متمركز مي‌شدند و در نتيجه از ارايه و تدوين رويكردهاي جامع ناتوان بوده‌اند. به علاوه كشورهاي اسلامي در قلمرو كشورهاي در حال توسعه قرار دارند و ناتواني فني، قدرت اندك مالي و سرمايه‌اي و امكان برنامه‌ريزي مستمر، جامع و مشاركتي با امكانات فني موثر را در آنها به شدت محدود كرده است.

از سوي ديگر، از بعد كلان، كانون جهان اسلام يعني منطقه خاورميانه و شمال آفريقا از پرتنش‌ترين مناطق جهان بوده كه در دهه‌هاي اخير تحولات سياسي، جنگ‌ها و بحران‌هاي فراوان را تجربه كرده است. اين تنش‌ها، علاوه بر عوامل ديگر كه امنيت و ثابت لازم را جهت همكاري و تشريك مساعي كشورهاي اسلامي بر هم زده، مشكلات شهري اين كشورها را نيز تشديد نموده است. اگر وحدت و ثبات لازم در ميان كشورهاي اسلامي قوام گيرد و جهان اسلام بتواند در پرتو مشاركت بر مشكلات مربوط به توسعه اقتصادي و اجتماعي فائق آيد، آنگاه اميد مي‌رود تا هم‌انديشي متفكران و گردانندگان جوامع مسلمان زمينه خلق الگوهاي واحد و كارآمد در زمينه شهرسازي و شهرنشيني را فراهم آورد و به احياي ارزش‌هاي از دست رفته بيانجامد.

نكته ديگر اين كه «برنامه‌ريزي اسلامي در بهترين صورت خود قلمرويي تعريف نشده است. البته اين به معناي مجوزي براي تداوم فعاليت‌هاي برنامه‌ريزي نوگرايانه فارغ از ديدگاه انتقادي نيست» (همان: 102)

به نظر مي‌رسد بسياري از ايده‌هايي كه به طور پراكنده در زمينه اسلامي كردن شهرها، مطرح مي‌شود تا حد زيادي جنبه‌هاي ايده‌آلي و اتوپيايي و غيرواقع‌گرايانه دارند و يا بر عناصر فيزيكي و معماري شهري تاكيد كرد‌ه‌اند. براي مثال نقي‌زاده با صحه گذاشتن بر نظر برخي صاحب‌نظران كه استعمار، غفلت و از خود بيگانگي را سبب تغييرات شهرهاي مسلمين مي‌دانند، مي‌نويسد: «شايد اصلح باشد كه تعبير «شهر اسلامي» منوط به وجود شهري گردد كه مباني نظري طراحي و ساخت آن مشتمل بر اصول، معيارها و ضوابط ساخت و ساز از متون اسلامي نشأت گرفته باشد كه البته نحوه پاسخگويي به اصول و معيارهاي مندرج در مباني نظري در زمان و مكان متفاوت خواهند بود و آنچه لامتغير است (با توجه به ماهيت ابدي بودن شريعت اسلام) اصول و مفاهيم اساسي خواهند بود.» (نقي‌زاده، 1378: 48)

وي صفاتي چون تجلي توحيد، عبوديت و عبادت، هدايت، تقوي، ذكر، تفكر، عدالت، تشكر، عبرت، احسان و امنيت و ميانه‌روي را بر شهر اسلامي ذكر مي‌كند و نتيجه مي‌گيرد كه شهر اسلامي در عين بهره‌گيري از دستاوردهاي علوم و فنون گذشته و حال فراموش نمي‌‌كند كه همه اينها ابزارند و ابعادي مادي زندگي در شهر اسلامي هدف نيستند (همان: 58-50)

در اين گونه اظهارنظرها كه بيشتر كالبد شهر را مدنظر قرار داده، چگونگي ارتباط كالبد شهر اسلامي با روح و جوهره آن و تاريخي- اجتماعي بودن پديده ساخت شهر يا مورد غفلت قرار گرفته و يا جوهره و روحي غيرواقعي و در خارج از سيستم‌‌هاي اقتصادي- اجتماعي حاكم بر جوامع كنوني در عالم تصور آفريده شده است و اينكه مثلاً چگونه مي‌توان در شرايط مناسبات اقتصادي و تجاري سرمايه‌داري و تبعاتي چون رشد جمعيت، توليد و مصرف صنعتي، كمبود مسكن و فقر شهري، شهر عدالت يا شهر اسلامي، شهر ميانه را بنا نمود، روشن نيست.

سوال اينجاست كه آيا نظام معماري و شهرسازي بدون هماهنگي با ساير نظام‌هاي مدني، اقتصادي و سياسي قادر به دگرگوني ساخت شهر است؟ تاكيد بر معاني نمادين فرهنگ اسلامي و توصيه‌هايي چون: فضاهاي شهري بايد بتوانند به طور مناسب از نور بهره ببرند و يا تماس با طبيعت در شهر نبايد به تعدادي پارك منحصر گردد (نقي‌زاده، 1378: 67).

ضمن آنكه به عنوان استخراج مباني منبعث از تعاليم اسلامي به منظور يافتن چارچوب كالبدي مناسب براي جوامع مسلمان در خور ارزش است. اما به دليل آنكه فاقد ارايه ضوابط روشن و الگوهاي عملي و قابل اجرا است به تنهايي راهگشاي مشكل بزرگ تجديد حيات شهرهاي جهان اسلام نيست.

شهر و خانه و مكان قدسي صرفاً با قصد و اراده ما صفت و شأن قدسي پيدا نمي‌كند بلكه ما در اتصال با عالم قدس با امر قدسي آشنا مي‌شويم. ما قواعدي نداريم كه بتوان با آن شهر ديني ساخت. شهر ديني با دستورالعمل‌هاي خاصي ساخته نمي‌شود. ميدان نقش‌جهان در طرح كلي همان ميدان چهارصد سال پيش است اما نسبت كساني كه به آنجا مي‌روند و از آنجا مي‌گذرند نسبت ديگري شده است.

در بغداد و دمشق و قاهره هم چيزهايي از قرون اوليه اسلامي باقي مانده است، بسياري از مردم اين شهرها هم مسلمان‌اند، اما اين شهرها، شهرهاي ديني نيست. در نيويورك و لس‌آنجلس هم كليسا هست و هنوز نوتردام (معبد) در كنار سوربن (مدرسه) قرار دارد و ستيه پاريس هم سر جاي خود است اما نوتردام ديگر نوتردام نيست و تماشاگه جهانگردان است. شهر ديني بدون عالم ديني و بدون مردمي كه به آن تعلق داشته باشند، بي‌معناست (داوري اردكاني، 1375: 49).

بنابراين به نظر مي‌رسد كه هرگونه تلاش براي تجديد حيات كالبدي شهر اسلامي بدون توجه به جوهره و روح آن بي‌ثمر خواهد بود. «ساخت شهر مجموعه‌اي به هم پيوسته از زيرساخت‌هاي اجتماعي را در بر مي‌گيرد و به مجموعه‌اي سيستمي منجر مي‌شود كه به شرايط مادي و معنوي زيست جهت مي‌دهد. ساخت‌‌هاي فضايي شهري ظاهراً سيستم‌هاي فيزيكي‌اند اما مضامين اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي- سياسي دارند. ساخت‌هاي شهري به عنوان يك مجموعه سيستمي مطلقاً نمي‌توانند جدا از ساير سيستم‌هاي اجتماعي موجوديت يابند» (نوحي، 1375، 83).

اگر بپذيريم كه تحولاتي كه منجر به دگرگون كردن و در هم ريختن ساختار و كالبد شهرهاي جهان اسلام گرديده‌اند در گذار از يك نظام اقتصادي- اجتماعي نوين يعني ظهور مناسبات سرمايه‌داري آن هم به شيوه‌اي برون‌زا رخ داده و فرآيند شهرنشيني در اين گونه شهرها همچنان كه در ساير كشورهاي پيراموني، انعكاس و تبلور فضايي الگوهاي توسعه اقتصادي- اجتماعي اين كشورها در چارچوب روابط مركز- پيرامون بوده است. آنگاه چگونه مي‌توانيم فارغ از درك عنصر زمان و توجه به الگوهاي توسعه كنوني و آينده، براي تجديد حيات شهرهاي اسلامي چاره‌انديشي كنيم؟

از سوي ديگر امروزه سخن از معماري و شهرسازي در عصر جهاني شدن و هويت شهرها در دوره فرهنگ ديجيتالي و اطلاعات و برنامه‌ريزي و مديريت به عنوان استدلال و خردجمعي مي‌رود و در چشم‌انداز آينده رقابت بيشتر براي سرمايه‌گذاري در شهرها و بروز تمركزگرايي و تمركززدايي در ساخت و دريافت پيام‌ها و در نگاه ديگر تعاون و همكاري بيشتر شهرها و برنده شدن همه آنها در رقابت، ‌تحت يك اقتصاد جهاني، متصور شده است (نوريان، 1381: 57).

همچنانكه نهادها و موسسات اسلامي در امور مالي و بانكداري و بيمه و اقتصاد اخلاقي اسلام نيز كه در كشورهاي اسلامي مختلف، متفاوت‌اند. در متن يك سيستم اقتصادي- سياسي جهاني با تناقض‌هاي فراواني روبرو شد و در اين زمينه نياز به تفكر و تدوين استراتژي‌ها و الگوهاي نوين احساس مي‌شود. كشورهاي اسلامي نياز دارند تا الگوهاي نظري و علمي توسعه اقتصادي- اجتماعي و سياسي ويژه خود را متناسب با دنياي امروز و در عين حال با تكيه بر مباني ديني خود خلق نمايند و اگر در اين زمينه بر چالش‌هاي موجود فائق آيند، همزمان در مسايل شهري نيز به توفيق دست خواهند يافت.

 

خلاصه و نتيجه‌گيري

با ورود مدرنيسم به جهان اسلام به ويژه در يكصد سال اخير، شهرهاي كشورهاي اسلامي با عميق‌ترين دگرگوني‌ها در كاركرد، ساختار و كالبد مواجه شده‌اند. خصلت عمده اين مدرنيزاسيون، عامل خارجي و تحميل مدرنيته غرب بوده است. اگرچه شهري شدن مشروط و تحميلي و توسعه برون‌زا در بخش‌هاي مختلف جهان اسلام با توجه به موقعيت زماني و مكاني و وضعيت‌هاي استعماري- امپرياليستي متفاوت است اما در عين حال پي‌آمدهاي مشابهي با نيز به نمايش مي‌گذارد.

مهمترين اين پيامدها تمركز دولتي رشد سريع جمعيت شهري، رشد شهرهاي انگلي و ماكروسفالي و عدم تعادل در ارايه خدمات شهري و تسهيلات و فشار بر محيط زيست بوده است. با تغيير كاركرد و مناسبات اجتماعي، نهادهاي سنتي اين شهرها به تدريج رو به فرسايش گذاشته و تغييرات شكل و ساختاري عميق در چهره شهرها ملهم از الگوهاي غربي به جاي گذاشته است.

اين گسيختگي و ناپيوستگي با توجه به اين كه تغييرات انجام شده از محيط بومي و تحول دروني نشأت نگرفته و همچون شكلي خالي از محتواست موجب ناخرسندي متفكران و برنامه‌ريزان جهان اسلام به تناسب عصر و زمان، الگوهاي نظري و عملي هماهنگي ميان ملزومات جديد و نحوه ارتباط با شرايط زندگي امروز و تلفيق مدرنيته و سنت را خلق نمايند تا تعادل منطقي را به اين شهرها باز گردانند.

وجود ميراث عظيم تاريخي جهان در كانون جهان اسلام يعني خاورميانه و شمال آفريقا كه تجديد حيات و محافظت از آن، موجب توانمندي اقتصادي كشورهاي منطقه مي‌گردد و همچنين تداوم رشد جمعيتي شهري و توسعه كنترل نشده و ناهماهنگي در دسترسي به خدمات و مسكن و فقر شهري كه مي‌تواند كانون‌هاي بحران‌زاي آينده را شكل دهد، ضرورت توجه و اهميت بيشتر برنامه‌ريزي خلاقانه براي شهرهاي جهان اسلام را آشكار مي‌سازد.

يكي از مهمترين تنگناهاي برنامه‌ريزي براي شهرهاي جهان اسلام، رويكرد تاريخي و توصيفي اكثر پژوهش‌ها و فقدان منافع لازم در زمينه الگوهاي كارآمد و قلمروي تعريف نشده برنامه‌ريزي اسلامي مي‌باشد. تمركزگرا بودن حكومت اغلب كشورهاي اسلامي و عدم توجه به مشاركت عمومي در برنامه‌ها نيز مانع از خلاقيت و رشد ابتكارات مردمي مي‌باشد. در حالي كه در شهرهاي سنتي جهان اسلام حكومت‌‌هاي نامتمركز و ظهور نهادهايي چون وقف، اين زمينه را فراهم كرده بود.

بسياري از ايده‌هايي كه به طور ايده‌آلي و يا جزءنگر بر عناصر فيزيكي و معماري شهر تكيه دارند قادر به دگرگون كردن سيماي شهرها به شكل اسلامي نخواهند بود. ساختارهاي شهري مضامين اجتماعي- فرهنگي و اقتصادي و سياسي دارند. اگر جهان اسلام موفق به خلق الگوهاي نظري و عملي توسعه اقتصادي مبتني بر تلفيق سنت و انگاره‌هاي ديني خود با دنياي امروز و ملزومات آن شده در زمينه شهرسازي نيز مي‌توانيم شاهد شكوفايي و تجديد حيات شهرهاي اسلامي باشيم


دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 |

 
 

پیوندهای روزانه

دانلود تم گوشی

سایت تخصصی موبایل و رایانه

و این هم میهن دانلود واسه اونهایی که می خوان دانلود کنن

معرفی به موتورهای جستجو

اتاق چت و دوست یابی

بهترین نرم افزارهای کاربردی

فهرست نرم افزارهای مسنجر و چت

دانلود برنامه های مسنجر

آموزش جغرافیا در ایران

شهر و برنامه ریزی

نمونه سوالات پردازش کارشناسی ارشد و دکتری (رشته های متفاوت)

مجموعه مقالات شهر برتر

روند توسعه ی شهر سقز از سال 1325 تا 1383

18 عنوان پايان نامه دانشجويي در پژوهشكده مطالعات شهري و روستايي

حقوق شهروندی (پایان نامه های موجود در کتابخانه ملی)

منابع کنکور کارشناسی ارشد شهرسازی (برنامه‌ریزی و طراحی شهری)

پایان نامه های رشته جقوق

بانک پايان نامه دانشجويي مورد حمايت شهرداري مشهد

پایان نامه

کلیه مقالات در باب شهر

معماری نور

مونوگرافی روستای بن زرد سفلی

چشم‌اندازهاي جغرافيايي در عصر جهاني شدن

شهر مجازی

سایت مرکز آمار ایران

نظریات کلاسیک پیرامون جهانی شدن

اینم یه سایت خوب واسه اونهایی که ا هل دلن

شهر نوین

آرشیو مقالات

قلوه سنگ یا تندیس

 

مطالب اخير

شهر واقعي ـ مجازي

فضای سبز و ترافیک

الگوها و فنون برنامه‌ريزي مرمت بافت قديم شهرها

شهر الکترونيکي گامي به سوي تحقق اهداف شهر سالم

‌ابن‌خلدون و اخلاق شهرنشيني

دخالت اقليم شناسي در برنامه‌ريزي شهري

بررسی عوامل موثر بر قانون گریزی در میان شهروندان جامعه

تاملی بر نظریه های جامعه شناختی مهاجرت و مهاجران افغانی در ایران

توسعه کالبدی تهران در فرایند مدرنیسم، پست مدرنیسم و جهانی شدن

شهرها و جهاني شدن

 
 

پیوند ها

تاثير و نقش درختان در فضای سبز و منظر شهری

پارپیرار

شهرستانهای استان مازندران

گرافیک شهری

شهر و زیبایی

زیبایی شناسی و طراحی شهری

دانلود انواع کتاب

مقاله

زیباترین شهرهای جهان

فروشگاه سی دی

صدای فاصله ها

وب سایت دانشگاها

برنامه ریزی شهری و جغرافیا

توسعه پایدار و جغرافیا

دانلود دفترچه کارشناسی ارشد

برنامه ریزی شهری

یوتوپیای من

آسيب‌ پذيري جامعه نسبت به مخاطرات طبيعي

پایان نامه 1

فضای جغرافیایی

آمايش سرزمين و برنامه ريزي توسعه

اقليم شناسي نوين

بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم

شهرماخانه ما (طرحي نو دراندازيم)

جغرافيا برنامه ريزي محيطي

دهکده 85

شهرداريها و دهياريها ICT

3شهرساز (بهترين مقالات شهر و شهرسازي و برنامه ريزي و طراحي و مديريت شهري و غيره)

يوتوپياي ما (طراحي شهري - برنامه ريزي شهري-مديريت شهري -معماري)

برنامه ريزي استراتژيك كلان شهرها

برنامه ريزي شهري 3شهرساز

مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح (اولين مجله اينترنتي علمي، آموزشي و فني در زمينه مديريت

شهر و برنامه ريزي

جغرافيا و برنامه ريزي شهري(دانشجويان دوره شبانه رشته جغرافيا و برنامه ريزي شهري دانشگاه يز

برنامه ريزي شهري(بيشتر در مورد موضوعات شهر و برنامه ريزي شهري در ايران و جهان)

نشريه الکترونيکي پژوهش هاي جغرافيايي

كتاب ماه تاريخ و جغرافيا

دوفصلنامه جغرافيا و توسعه

نشريه سپهر

فصلنامه صفه

دو فصلنامه محيط شناسي

دوماهنامه شهرنگار

فصلنامه تخصصي معماري شهرسازي ساختمان

شهرداري تهران

سازمان پارکها و فضاي سبز شهر تهران (tehranparks)

(EIA Iran) ارزيابي فشار محيطي ايران

TTCC وضعيت ترافيك تهران با دوربين

پايگاه اطلاع رساني سازمان شهرداري ها و دهداري هاي کشور

پرتال كلان شهرهاي ايران

جغرافیا و شهر شناسی

مقالات و کتابهای رایگان

جغرافیای رادیکال

سازمان مسكن و شهرسازي استان مازندران

مقالات جغرافیا و شهر

نمونه سوالات امتحانی

مديريت شهري

برنامه ريزي شهري (توسعه و آمايش سرزمين)

مقالات : شهر - شهر سازی -برنامه ریزی شهری

منابع ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری

مجموعه تزهای فارسی شهرسازی

جامعه شناسی شهری

شهر سازی و توسعه

مبلمان شهری

به دلتنگیهایم دست نزن

بانک اطلاعات شهرسازی

شهرداری اصفهان (بانک مقالات)

وبلاگ شخصی مهدی بروجردی

مجموعه کامل اشعار احمد شاملو

دانلود مجموعه سوالات ارشد (رایگان) تمام رشته ها

آسان دانلود (دانلود رایگان نرم افزارهای کاربردی)

بهترین کدهای ساعت

وبلاگ جامعه شناسی شهری

سایت هوا شناسی

مقاله (رایگان)

وبلاگ دکتر مهرداد رمضانی پور

جستجوی کتاب فقط از این سایت

مجموعه تزهای شهر سازی

شهرسازی و توسعه

سازمان پاركها و فضاي سبز

پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری

شهرداری تهران

طرح سبز(مهندسی فضای سبز)

ایلام امروز

سایت معماری منظر ایران

ترجمه متون انگلیسی (متن کامل) فقط با این سایت

شهر رويا ها

مبلمان شهري قم

دانلود آپديتهاي به روز انتي ويروس

آنتی ویروس

فقط آنتی ویروس

پایگاه الکترونیکی نشریات دانشگاه تهران

مقاله (رایگان..)

دانلود ماهنامه شهرداریها

پایگاه نشریات دانشگاه تهران

دانلود ماهنامه شهرنگار

سایت آفتاب (مقاله)

پایگاه خبری تحلیلی تصویر ساحل

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

Weblog Themes By Blog Skin

 

 
   

اسلایدر

دانلود فیلم