تاثير و نقش درختان در فضای سبز و منظر شهري :
2-مبلمان و فضای سبز :
در فضاي ميان ساختمانها و بناها، عناصر مكملي نياز است تا زندگي شهري را سامان بخشد، تجهيزاتي كه همچون اثاث يك خانه، امكان زندگي را در فضاي محصور ميان سنگ و بتن و شيشه فراهم آورد. اين اجزاء، جريان حركت، سكون، تفريح و اضطراب را در شهر تنظيم مي كنند و به آن روح مي بخشند. اثاثه، تجهيزات يا مبلمان شهري، خياباني يا فضاي باز اصطلاحات رايج اين تسهيلات و امكانات هستند. اين تسهيلات در انگلستان بيشتر به «مبلمان خياباني» و در امريكا به «مبلمان همگاني» با «مبلمان فضاي باز» معروف هستند. « اثاثه، جمع اثاث به معناي وسايل و لوازم زندگي است. تجهيزات، جمع تجهيز، در مفهوم آراستن و بسيج كردن و بيشتر به وسايل و ساز و برگ نظامي اطلاق مي شود. مبلمان واژه فرانسوي به معناي مجموعه اثاثه و دكوراسيون يك محل است.»
مبلمان و تجهيزات شهري یکی از عناصر اصلی است که در طراحی فضاهای شهری اعم از خیابانها ، معابر عمومی ،پارکها و .... مستلزم توجه و دقت زیادی است و شامل كليه ملزومات و اثاثيه شهري كه در محيط شهر قرار مي گيرند و بيش از يكصد عنوان تقسيم بندي مي شود؛ از نرده و ميلههاي راه بند و روشنايي گرفته تا ايستگاههاي اتوبوس، سرويسهاي بهداشتي، تابلوها، بيلبوردهاي تبليغاتي، سطل زباله و پلهاي عابر پياده.
تقسيم بندي عناصر مبلمان شهري بصورتهاي مختلفي عنوان شده ولي در كل ميتوان انرا در چهارگروه اصلي معرفي نمود :
الف- مبلمان خياباني
ب- مبلمان پاركي
ج- مبلمان ترافيكي
د- سازههاي اطلاع رساني و تبليغاتي
امروزه تجربه و كاربرد عناصر شهري نشان داده كه استفاده از تجهيزات و مبلمان مناسب تا چد ميتواند اثر مثبتي بر روي شهروندان و استفاده كنندگان از محيطهاي شهري داشته باشد. بطور مثال طراحي نشيمن مناسب به مردم اين امكان را ميدهد كه در فرصتهاي لازم از نشستن و ديدن فضاي شهري لذت برده و حتي ارتباط اجتماعي و كلامي با يكديگر برقرار نمايند.
پژوهشهاي شهري و زيست محيطي نشان ميدهد كه استفاده كنندگان و عموم مردم خواستار چند منظوره بودن تجهيزات شهری و زيباسازي هرچه بيشتر آن هستند بطوريكه بصورت يك سمبل يا نماد و حجم شهري در آمده و متناسب با طراحي زيباي اتومبيلها و محصولات مدرن به توقعات زيبايي شناسانه مردم و نيازهاي دنياي امروز نيز جواب دهد . به همين دليل در سراسر جهان مطالعات و مسابقات بسياري در زمينه طراحي بهينه مبلمان شهري صورت ميگيرد.
اهميت توجه به هويت و فرهنگ :
با رشد شهرها و حومهها، گرايشي افراطي در يك شكل كردن چهره شهري به وجود آمده است، به گونهاي كه اغلب تفاوت كمي در روحيه مبلمان نقاط مختلف شهر يا حتي گاهي ميان چند كشور ديده ميشود. حال آن كه هنوز هم جذابترين و به ياد ماندنيترين محلهها آنهايي هستند كه با شكل و شمايل ويژه و مختص به خود در خاطرهها جاي ميگيرند و شايد از همين روست كه در كوششهاي جديد براي نوسازي و ساماندهي شهرها به اين خصوصيات توجه بسيار ميشود :
از ديدگاه طراحان، انتخاب و طراحي مناسب مبلمان شهري، حفظ هويت مكان و نمود بيشتر آن را ممكن ميسازد. اين برخورد در احياي مناطق تاريخي و سنتي بسيار موثر است
اگر دخالت در شهر به تزيينات سطحي محدود نشود ، بايد ميان بافت اجتماعي و فضاي شهر توازني ايجاد كرد.
آنگاه كه بافت اجتماعي مكاني تثبيت شده و در ميان ساكنانش مفهوم شهر نشيني، ريشهاي عميق دواند، ميتوان به ساختارهايي مكمل در سيما و منظر آن پرداخت و شرايط را براي حفظ محيط و رفاه اهالياش مهيا كرد.
به اتكاي همين بافت اجتماعي تثبيت شده و ريشهدار مي توان در مدت زماني كافي و با روشي پويا، خيابانهاي محله و شهر را به گونهاي مجهز كرد كه بازتاب فرهنگ آن باشد.
در حقيقت, فراهم آوردن امكان بهرهوري رفاهي و زيبايي شناختي از محيط زيست، به معناي ارج نهادن به زندگي و ارزشهاي تمدن است .
ارزشهاي عملكردي و زيباشناختي شهري، از طريق برخورد مجزا و مشخص با هر يك از فضاهاي خرد و كلان ايجاد ميشود.
مبلمان در پارکهای شهری :
در مجهزسازي فضاهاي سبز و باز شهري ابتداييترين روش براي احساس آرامش و راحتي در پاركها استفاده از نيمكت است. طرز قرار گرفتن اين نيمكتها بايد به شكلي باشد كه دسترسي به آنها آسان و راحت بوده يعني در سراسر پارك و به تعداد زياد موجود باشد. صندليها بايد در روبهروي مناظر زيبا اما در جايي كه در مسير رفت و آمد افراد قرار نگيرد، واقع شود.
نيمكتهاي مراكز عمومي شهر نيز ميتواند براي آسايش و راحتي شهروندان در كنار مراكز ويژه مانند ايستگاهها، كيوسكها، باجههاي تلفن، ظروف زباله و شيرهاي آب قرار بگيرند. مهمترين محل قرار گرفتن نيمكتها در سطح شهر، مراكزي است كه رفت و آمد مردم در آن جا زياد است. به ويژه مكانهايي كه براي استراحت و تفريح مردم است. فضاي باز زيبا و مناسب عمومي به شهروندان اين امكان را ميدهد تا در كنار يكديگر از طبيعت اطراف لذت ببرند. با داشتن مكان مناسبي براي نشستن احساس رضايت آنها چندين برابر شود. افراد مختلف انواع متفاوتي از نيمكتهاي پارك يا فضاهاي سبز را ميپسندند كه اين سلايق متفاوت چگونگي طراحي نيمكتهاي پارك را تعيين ميكند و به آن تغييراتي ميدهد.
براي نمونه جوانان بيشتر روي بالاي نيمكت يعني تكيهگاه آن مينشينند تا روي خود نيمكت و اين مورد بايد در طراحي نيمكتهاي پارك يا فضاهاي باز شهري مورد توجه قرار گيرد. همچنين نيمكتهايي را كه به اين مراكز اختصاص ميدهند، بايد از استحكام بيشتري در ناحيه پايهها برخوردار باشد. يا به عنوان نمونه براي افراد مسن نيمكتهايي كه داراي پشتي يا تكيهگاه است، راحتتر از نوع بدون پشت آن است.
در حالي كه براي ساير افراد صندليهاي بدون پشت به آنها اين امكان را ميدهد تا در دو طرف نيمكت بنشينند.
در پارك يا فضاهاي سبز شهري كه امكان استفاده اقشار مختلف وجود دارد بايد تمام امكانات رفاهي در نظر گرفته شود. صندليها و نيمكتها بايد به گونهاي براي اين مكانها ساخته شوند كه مورد استفاده بيشتري براي همگان دارند.
در همين راستا و براي پيشگيري از تخريب مبلمان عمومي شهر بايد به اين نكته توجه داشت كه تخريب بيشتر شامل چه چيزهايي ميشود، چه زماني اين خرابكاريها شكل ميگيرد و توسط چه كساني،سپس برنامههاي پيشگيري را به كار بست.
ظروف زبالهاي كه در سطح شهر قرار ميگيرند به مصارف مختلفي ميرسند. سطلهاي زبالهاي كه در سطح شهر قرار ميگيرند بايد قابل دسترسي آسان و به تعداد زياد بوده و احتياج به محافظت نداشته باشند.
يكي از اشتباهات مهمي كه درپارکها و دیگر فضاهای شهری اتفاق ميافتد اين است كه سطلهاي زباله را در جايي قرار ميدهند كه بتوان به راحتي آنها را خالي كرد نه اين كه به راحتي براي شهروندان قابل دسترسي باشد. نتيجه آن خيابانهاي پر از زباله و سطلهاي خالي است. زيرا مردم وقت خود را براي يافتن سطل زباله صرف نميكنند. براي تعيين اين كه در چه جاهايي بايد سطل زباله قرار بگيرد، مواردي را بايد در نظر داشت، به عنوان نمونه وجود مواردي از مبلمان شهري در خيابان، نوع و موقعيت طبقات اول مانند ساختمانها، فروشگاهها و رستورانها كه همچنين بايد نوع و ميزان زبالههاي اين مراكز نيز با سطلهاي گذشته شده متناسب باشد.
بهترين مكان براي گذاشتن سطل هاي زباله مكانهاي تجاري و پررفت و آمد در حاشيه پيادهروها، در نزديكي اغذيهفروشيها و كنار صندليهاي ايستگاههاست.
تعداد سطلهاي زباله كه در يك مكان بايد قرار داده شود به تعداد افرادي كه در آن مسير رفت و آمد دارند و ميزان زبالههاي آن محل بستگي دارد.
برخي از موارد را در طراحي سطلهاي زباله بايد در نظر داشت مانند تفاوت در طراحي سطلهاي زباله با سطل مواد به درد نخور و بدون استفاده، كيفيت مواد موجود در سطل، نداشتن سر يا دريچه براي ريختن زباله درون سلطل، بزرگي سطل كه بستگي به ميزان استفاده و محل قرار گرفتن سطل دارد، همچنين سطلها بايد محكم باشند تا در اثر نشستن برخي افراد روي آنها نشكند.
اين موارد نيز در هنگام ساخت سطلهاي زباله بايد در نظر گرفته شود، استقامت و دوام، موارد ضد حريق، رنگ، مقاوم در برابر آلودگي، لعابداشتن سطل كه شامل رنگي ميشود كه به راحتي ورقه نشود، سطل پر از منفذ آلومينيوم كه معمولا ماده خوبي براي استفاده در اين مورد است، ژلاستيكهاي مقاوم، ورقههاي استيل گالوانيزه، بيشتر سطلها را بايد بتوان به راحتي توسط ماموران شهرداري تخليه كرد كه بيشتر از طرف سرسطل تخليه ميشوند. تخليه آن دسته از سطلهايي كه از طرفين باز ميشود كار سختي است. در برخي از مواقع موجب شكستن سطل و درب آن ميشود.
سطلها همچنين بايد داراي سطحي باشند كه از خروج مايعات درون سطل به بيرون جلوگيري كند. كه براي رفع ابن مشكل از كيسههاي داخلي پلاستيك درون آن استفاده ميكنند. اين كيسهها از نوع فلزي بهتر هستند. در پاركها در قسمتهايي كه مخصوص پخت كباب است از لايههاي فلزي استفاده ميكنند. اما در سطح شهر از نوع پلاستيك آن استفاده بيشتري ميشود.
آبنما:
حوضچهها يا حوضهاي كمعمق كه اغلب در آنها فوارههاي متعدد و چراغهاي رنگين تعبيه ميشود به آبنما معروف هستند. عمق آنها تا 60 سانتيمتر است و برحسب شكل و فرم طراحي شده، با مصالح ساختماني مختلف ساخته ميشوند. گاهي در كناره آنها از لكههاي گلكاري يا جعبههاي گل استفاده ميكنند. ميتوان در داخل يا كنار آلاچيقها آب نماهاي كوچكي احداث كرد.
:
فوارهها:
فواره تنها نمايشي از زيبايي آب نيست، بلكه در روزهاي خشك و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزايش ميدهد و فضاي دلپذيري فراهم ميسازد. خلاف تصور همگان، فوارهها الزاما مصرفكننده آب نيستند. ميتوان به وسيله يك پمپ شناور، آب استخر يا حوضچه را به گردش درآورد. فوارهها به سه گروه اصلي تقسيم ميشوند:
1ـ فوارههای پرتابی (Spray)
2ـ فوارههای ریزشی (Spill)
3ـ فوارههای جهنده (Splash)
در مناطقي كه در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فوارههاي كوتاه و نيرومند مناسبتر است. ارتفاع فوارهها نبايد بيش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پايه يك قانون تجربي، قطر استخر يا حوضچه آب، بايد دست كم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فوارهها پايينتر از سطح آب تعبيه شود، زيبايي بيشتري دارد. مگر اينكه از اشكال و مجسمههاي خاصي براي ايجاد فواره استفاده شود.
براي نمايش فوارهها در شب از چراغهايي در زير محل ريزش آب استفاده ميكنند كه بايستي با اصول نورپردازي در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پايين به بالا و تنظيم ميزان آن، باعث انعكاس حركات آب در محوطه اطراف و روي شاخ و برگ گياهان ميشود و زيبايي خاصي به محيط ميبخشد. در صورت وجود گياهان آبزي يا ماهي در استخر، بايد در نصب فوارهها دقت شود. براي نيلوفرهاي آبي تلاطم سنگين آب مضر خواهد بود. اما اكسيژن فراوان حاصل از آب فوارههاي بلند براي ماهيها مفيد و مطلوب است.
http://www.sabzgostar-co.com