|
مطالعه فرایند اجتماعی شدن در زندگی شهری با تاکید بر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری مشهد
محمد حسن شربتيانچکیده
انقلاب صنعتی منجر به شکل گیری شیوه زندگی شهرنشینی شده، که افراد جامعه شهری باید آن را کسب کنند. این فرایند آموزشی و یادگیری اجتماعی را می توان اجتماعی شدن یا جامعه پذیری شهری نامید . این پدیده اجتماعی از بعد جامعه شناختی و انسان شناسی شهری در ارتقاء فرهنگ شهری بصورت یک واقعیت اجتماعی و انسانی بطور مستقیم و غیرمستقیم در قالب برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری بر فضاء شهر تأثیر گذارست. حوزه فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری بعنوان دستگاه و نهاد اشاعه دهنده فرهنگ شهروندی باید در قالب اجتماعی شدن شیوه های زندگی موسوم و رایج شهری را میان شهروندان ترویج دهد . در ساخت این فرایند ، خانواده ، مدرسه ، رسانه های جمعی، مساجد، موسسات فرهنگی و تربیتی و... از عوامل موثر هستند . از بعد دیگر در جامعه پذیری شهری، هنجارها بعنوان الگوهای صحیح رفتار ی در قالب " باید و نباید " در گسترش فرهنگ شهروندی و شکل بخشیدن به هویت فرهنگی نقش بسزایی دارد ، متولیان فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهرداری مشهد با برنامه ریزی های مختلف می توانند این الگوها را به اقشار مختلف جامعه شهری خصوصاً جوانان ، زنان ، کودکان ارائه دهند . از بعد دیگر، ارزش های اجتماعی در قالب نظام اجتماعی در این شهر بعنوان منبع حیاتی مورد احترام بوده ، و نقش موثری در ترویج اشاعه فرهنگی شهر دارد . این منبع فرهنگی با توجه به مطلوبیت، باید ارزشیابی و امتیازبندی گردد؛ و با توجه به بعد اشتراکی و قضاوت جمعی مفهوم سازی و عینی گردد؛ و همراه با عواطف و احساسات پرشور و هیجان انگیز به شهروندان در قالب برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی عرضه گردد.
مفاهیم کلیدی
اجتماعی شدن ، ارزش اجتماعی، انسان شناسی شهری، جامعه شناسی شهری ،هنجار اجتماعی
مقدمه
بعد از انقلاب صنعتی شیوه جدید زندگی بنام شهرنشینی در میان جوامع رواج یافت؛ که فرهنگ خاص خود را به همراه دارد . این پدیده اجتماعی از سازمان یافتگی خاصی برخوردار است؛ که در انطباق با فضاء ؛ مولفه های جدیدی را بوجود می آورد . این مولفه ها همراه با فرهنگ جدید ، فضاء متفاوتی نسبت به سایر فضاءها ایجاد کرده است .
فضاء شهری و نوع زیستگاه آن با شیوه های زندگی روستایی و عشایری متفاوت است ؛ و فرهنگ خاص خود را برای آموزش می طلبد. در این زمینه مدیریت شهری باید در زمینه فرهنگ شهرنشینی به ارزش ها ، هنجارها و اخلاق اجتماعی متناسب با فضاء فرهنگی حاکم بر آن شهر بر رعایت شهروندان تأکید کنند.
از دیگر مؤلفه های این فضاء نوع معیشت یا اقتصاد شهری است،که بر فضاء بازار، تجارت و شکل گیری خدمات و صنعت تأکیدکرده است ؛ در این فضاء با رشد تقسیم کار اجتماعی و شکل گیری اصناف مختلف در فضاء شهری می توان در جهت اجتماعی شدن و جامعه پذیری فرهنگ اقتصاد شهری ، مدیریت شهری ، برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی خاصی انجام داد.
شهر به عنوان یک فضاء سیاسی دارای فرهنگ سیاسی متمایزی از سایر فضاءهاست ، در این فضاءرشد و ارتقاء فرهنگ مشارکت سیاسی و اجتماعی در زمینه توسعه شهری به عنوان ویژگی مهم در شکل گیری جامعه پذیری و اجتماعی شدن شهروندان بسیار مهم است ؛ و بررسی رابطه قدرت با فضاء شهری از زمینه های مهمی است که می توان در شکل گیری برنامه ریزی های مدیریت شهری بر آن توجه کرد .
از بعد دیگرشهر دارای نوع روابط فرهنگی خاص است؛ که این روابط انسانی و فرهنگی خاص، در زمینه رشد و ارتقاء فرهنگ شهروندی، زمینه متمایزی را از سایر سبک های زندگی ( روستایی – عشایری) بوجود می آورد. بر این اساس درتعریفی عام باید « شهر را زیست گاهی دانست که انسان ساخته و در زیر یک قدرت سیاسی مشخص ، که تمرکز جمعیتی نسبتاً پایداری را درون خود جای می دهد ، فضاهایی ویژه بر اساس تخصص های حرفه ای بوجود می آورد ، تفکیکی کمابیش مشخص و فزاینده میان بافت های مسکونی و بافت های کاری ایجاد می کند و فرهنگی خاص را به مثابه حاصلی از روابط درونی خویش پدید می آورد که درون خود خرده فرهنگ های بی شمار را حمل می کند » ( فکوهی ، 1383 : 29 )
در دهه های اخیر مدیریت شهرداری ها وشوراهای اسلامی در ایران به ابعاد فرهنگی و اجتماعی شهر توجه زیادی کرده اند، و با تشکیل حوزه فرهنگی و اجتماعی در ساختار سیستماتیک خود تمهیدات و برنامه های خاصی برای ارتقاء فرهنگ شهروندی در نظر گرفته اند؛ لذا در این حوزه، فرایند اجتماعی شدن و آموزش اجتماعی شیوه زندگی شهرنشینی از اصول مهم و اساسی ساختار نظام توسعه فرهنگی شهراست ؛که کمک شایانی به ارتقاء فرهنگ شهروندی می نماید؛ و در هر منطقه شهری با توجه به ساختار فضای فرهنگی و اجتماعی آن ، برنامه ها و آموزش های خاصی در زمینه نهادینه کردن فرهنگ شهرنشینی باید انجام داد.
طرح مسأله
اجتماعی شدن یا جامعه پذیری از فرایندهای اساسی شکل گیری هر جامعه ای است، که در تثبیت نظام اجتماعی و ساختار فرهنگ یک جامعه شهری بسیار مهم است . این فرایند در هر جامعه ای به شکل گیری هویت فرهنگی خاصی منجربه شده ، و با شکل گیری این هویت می توان این جامعه را از سایر جوامع ( روستائی و عشایری) جدا کرد .
از بعد دیگر اجتماعی شدن یا جامعه پذیری در هویت بخشی به فرهنگ شهرنشینی بسیار کمک شایانی کرده است، و این فضاء را از سایر فضاءهای زندگی متمایز می کند. چنین فرایندی از طریق کنش متقابل انسانی، پایداری روابط متقابل میان شهروندان و آموزش ضوابط زندگی شهری به تثبیت کردن هویت اجتماعی شهر بعنوان پدیده و فضای خاص کمک شایانی کرده . به عبارتی اجتماعی شدن « فرآیندی که بر پایه آن مجموعه حیات و فعالیت های انسانی در شبکه وابستگیهای متقابل اجتماعی جای می یابند پدیده اجتماعی شدن از تعداد بسیاری از عوامل نظیر تجمع وسیع انسانها ، مقتضیات فنی، عقلانی شدن حیات و تقبل پاسخگویی به نیازهای روز افزون جمعی توسط مسئولان دولتی منشأ می گیرد . » ( بیرو ،1375 : 1363 ) این فرایند در شهر شامل تمام فعالیت هایی است که انسانها به صورت روزمره برای ادامه حیات با یکدیگر تعامل متقابل باید انجام دهند .
شهر به عنوان فضایی که انسانها به صورت تجمع یافته کنار هم زندگی می کنند، و احتیاج به یکسری از ضوابط عام دارند که باید در طی زندگی روزمره در ادامه حیات خود آنها را رعایت کنند ؛ این ضوابط عام ،منجر به شکل گیری هویت فرهنگی خاص می گردد؛ باید طبق برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی به شهروندان چنین هویتی آموزش داده شود .
شهر به عنوان یک فضاء اجتماعی دارای حدود و ثغور است که عناصر اجتماعی متفاوتی را در خود در کنار یکدیگر جای داده است ؛ و این عناصر در این فضاء با یکدیگر ارتباط متقابل دارند؛ این فضاء یک واقعیت جامعه شناختی است که بازیگران آن به صورت متقابل با یکدیگر پیوند داشته. مدیریت شهری از طریق ارائه فعالیت ها و خدمات فرهنگی و اجتماعی به این فضاء معنا می بخشند ؛ د راین فضاءها نمادها ،اشکال و سیستم های اجتماعی را تولید می کنند و آن را بصورت کالاهای اجتماعی و فرهنگی بطور مستقیم و غیرمستقیم در جهت تکامل و توسعه مادی و غیرمادی فرهنگ شهروندی با توجه به هویت فرهنگی خاص ارائه می کنند .
از بعد انسان شناختی، شهر یک واقعیت انسانی است که فرهنگ خاص در آن بوجود می آید.این فرهنگ از طریق درونی شدن و نهادینه ساختن ارزش ها و هنجارهای خاص، از سایر شیوه های زندگی جدا می گردد . در این ساختار انسانی، افراد جامعه باید به انتقال و اجتماعی شدن هنجارها و ارزش های متناسب با شیوه زندگی شهری بپردازند؛ و آن را نسل به نسل به صورت مستقیم و غیرمستقیم بطوری صحیح انتقال دهند .
از بعد دیگر فرهنگ به عنوان یک واقعیت اجتماعی و انسانی همراه با دستاوردهای مادی و معنوی در شهر بوجود می آید . در این فضاء الگوهای رفتاری خاص برای ارتباط متقابل میان اعضاء جامعه رواج دارد ؛ که افراد جامعه شهری باید آن الگوها را کسب کنند و به صورت نهادینه یافته در ساختار شیوه زندگی خود به کار ببرند . این بعد از ویژگی انسان بیانگر اهمیت رفتارهای اکتسابی در انسان است که زندگی او را از سایر موجودات جدا می کند و این عامل جزءپدیده های جامعه پذیری و اجتماعی شدن است . انسانها با آموختن رفتارهای اکتسابی در جامعه نیازهای خود را حل می کنند.؛ شهر جایگاهی است برای آموختن این رفتارها که در طی زمان این رفتارها در ساختار فرهنگی شهرنشینان متفاوت است.مدیریت شهری در هر زمان و موقعیت خاص باید به آموزش این رفتارهای اکتسابی بپردازند؛ و از طریق شیوه ها و ابزارهای مختلف این رفتارها به افراد آموزش دهند؛ محتوای این الگوهای رفتاری همان ارزش ها ، هنجارها ، قواعد و ضوابط اخلاق اجتماعی فرهنگ شهروندی است که منجر به شکل گیری هویت فرهنگی خاص شده است . مدیریت فرهنگی حوزه شهری در طی برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت باید
ادامه مطلب |